مقاله سرمایه شرکت تعاونی (docx) 28 صفحه
دسته بندی : تحقیق
نوع فایل : Word (.docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحات: 28 صفحه
قسمتی از متن Word (.docx) :
سرمایه شرکت تعاونی
سرمايهگذاري بزرگترين وسيله جلب منفعت و از مهمترين عوامل تجارت ميباشد.
اصولا شركت بدون سرمايه فاقد معني ميباشد در واقع معنا و عمليات هر شركت بستگي به ميزان سرمايه آن خواهد داشت. شركت تعاوني نيز از اين قاعده كلي مستثني نبوده و سرمايه در اين شركت يكي از اركان و عناصر تشكيل دهنده آن ميباشد.
مبحث اول. تركيب سرمايه
در قانون شركتهاي تعاوني مصوب 1350 بر خلاف قانون بخش تعاوني مصوب 1370 مقنن بدون اقدام به تعريف سرمايه شركتهاي تعاوني، در بند 2 ماده 1 سهم را واحدي از سرمايه يك شركت يا اتحاديه تعاوني ميداند كه ميزان آن در اساسنامه ذكر شده است. دراين قانون سرمايه شركت منحصراً به صورت نقدي بوده و آورده غير نقدي وجود خارجي نداشته است؛ در مقابل ماده 16 قانون بخش تعاوني مصوب 1370 مقرر ميدارد: «سرمايه تعاوني اموال و داراييهايي است كه براي تاسيس تعاوني يا افزايش سرمايه قبلي در اختيار آن قرار ميگيرد». و مطابق ماده 21 همين قانون: «هر تعاوني وقتي ثبت و تشكيل ميشود كه حداقل يك سوم آن تأديه و در صورتي كه به صورت نقدي و جنسي باشد تقويم و تسليم شده باشد». بنابر اين مطابق ماده مذكور، در سرمايهگذاري شركت تعاوني، آورده هاي اعضا اعم از نقدي و جنسي ميباشد.
بند اول: آورده نقدي
آورده نقدي همان پول رايج مملكت است. اعضا با خريد اوراق سهام و واريز مبلغ اسمي آن به حساب شركت به عضويت آن پذيرفته ميشوند. آورده نقدي يا پول رايج مملكت را با توجه به ماده 20 قانون مدني ميتوان د رحكم اموال منقول دانست.
هيات موسس در شركتهاي تعاوني در ضمن طرح پيشنهادي تشكيل اين شركت براي ارايه به اداره تعاون، نام شعبه صندوق تعاون را براي افتتاح حسابهاي تعاوني ذكر ميكنند. هيات مزبور پس از دريافت مجوز فعاليت ذكر شده در طرح و تدوين اساسنامه پيشنهادي بايستي با توجه نام شعبه صندوق تعاون معرفي شده در طرح پيشنهادي، حسابي به نام «شركت تعاوني در شرف تاسيس» افتتاح نمايند؛ بنابر اين آورده نقدي متقاضيان عضويت در شركت تعاوني بايد به حساب مزبور واريز شود. اين اشخاص در زمان تشكيل اولين مجمع تعاوني فيش مربوط به واريز مبلغ فوق را بايد به هيات موسس ارايه دهند.
قانون بخش تعاوني مصوب 1370 حداقلي را براي ميزان سرمايه شركتهاي تعاوني مقرر نكرده است اما در دستورالعمل تشكيل تعاونيها مصوب 1378 وزارت تعاون، حداقلهايي براي سر مايه شركتهاي مختلف تعاوني پيش بيني شده است. با در نظر گرفتن حداقلهاي مندرج در اين دستورالعمل ميتوان مشخص نمود كه چه درصدي از كل سرمايه شركت تعاوني در بدو تاسيس آن بايد پرداخت و چه ميزان بايد به صورت وجه نقدي به حساب شركت تعاوني درشرف تاسيس واريز شود.
همان گونه كه ذكر شد مطابق ماده 21 قانون بخش تعاوني مصوب 1370، حداقل يك سوم سرمايه شركت تعاوني بايد در زمان تشكيل تاديه شود. بند ج و د ماده 4 مراحل تشكيل تعاونيها از دستورالعمل تشكيل تعاونيها، دو مورد از وظايف هيات موسس زا پس از اخذ موافقت نامه تشكيل از اداره كل يا اداره تعاون، افتتاح حساب به نام تعاوني در شرف تاسيس در صندوق تعاون ونيز دعوت از افراد واجد شرايط عضويت ضمن اعلام خلاصهاي از كليات طرح و اساسنامه پيشنهادي شرايط عضويت و مهلت پذيرش تقاضاي عضويت، شماره و مشخصات حساب افتتاح شده و مبلغ لازم التاديه هر يك از اعضا و ذكر نحوه صدور آگهي هاي بعدي تا تشكيل اولين مجمع عمومي عادي ميداند. نويسندگان حقوق تجارت با استناد به ماده 21 مذكور و بندهاي مرقوم، استدلال مينمايند كه در شركتهاي تعاوني حداقل يك سوم سرمايه شركت بايد به صورت نقدي به حساب «شركت تعاوني در شرف تاسيس» واريز شود.
استدلال فوق با در نظر گرفتن شق نخست ماده 21 مذكور و بندهاي ج و د ماده 4 دستورالعمل ياد شده صحيح و مطابق اصول قانوني ميباشد اما نكتهاي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه قانونگذار در قسمت اخير ماده 21 پس از ذكر لزوم تاديه يك سوم سرمايه شركت تعاوني جهت تاسيس آن، ادامه ميدهد «در صورتي كه به صورت نقدي و جنسي باشد تقويم و تسليم شده باشد» در واقع به نظر ميرسد مقنن با قيد عبارت آخر، تاديه يك سوم سرمايه شركت تعاوني را جهت تشكيل آن ضروري دانسته است اعم از اينكه به صورت نقدي باشد و نقداً تاديه شود و يا اينكه جنسي باشد و پس از تقويم تسليم شده باشد، لذا، قيد اخير درارتباط و در واقع ادامه قسمت نخست ماده بوده و پرداخت سرمايه را به صورت غير نقدي در بدو تاسيس شركت به شرط تقويم مجاز دانسته است. بنابر اين بر خلاف آنچه در خصوص شركتهاي سهامي عام و خاص مطرح میشود، در شركتهاي تعاوني لزومي ندارد كه حداقل مقرر قانوني در بدو تاسيس شركت الزاما به صورت نقدي پرداخت شود، بلكه ميتواند تركيبي از آورده نقدي و غير نقدي به تعبير ماده جنسي باشد.
نكته ديگر اينكه در خصوص تقويم و تسليم سرمايه جنسي در شركتهاي تعاوني بر خلاف آنچه در تبصره ماده 6 (ل.ا.ق.ت) در باره تسليم عين يا مدارك مالكیت تعهد غير نقدي موسسين به بانك تعيين شده براي افتتاح حساب ذكر شده است در ماده 21 مذكور ذكري از تسليم مدارك مالكيت سرمايه جنسي شركت تعاوني به ميان نيامده است. لذا به نظر ميرسد در خصوص سرمايه جنسي بايد عين آن به بانكي تسليم شود كه به نام «شركت تعاوني در شرف تاسيس» در آن افتتاح حساب شده است. اما در واقع تسليم عين آورده جنسي به بانك امري غير منطقي به نظر ميرسد كه انجام آن نيز با دشواري و تعذر همراه است. ميبايست در اينجا نيز به تسليم عين يا مدارك مالكيت اشاره ميشد تا حداقل از دشواري تحويل عين آورده به دور ميبود. در اينجا براي پرهيز از مواجه شدن با چنين مشكلي ميتوان بدون استناد به ظاهر ماده 21 مزبور و با وحدت ملاك از ماده 6 (ل.ا.ق.ت) در باب شركت سهامي عام كه در واقع نزديكترين شركت به شركت تعاوني از حيث اصول حاكم ميباشد حكم مندرج د رماده ياد شده را نيز به شركتهاي تعاوني تسري داده و تحويل مدارك مالكيت سرمايه جنسي را به بانكي كه به نام «شركت تعاوني در شرف تاسيس» در آن افتتاح حساب شده است، پذيرفت.
شايان ذكر است كه بر خلاف ترتيب مقرر قانوني نسبت به الزام موسسين به پرداخت حداقل سي و پنج درصد از بيست درصد سرمايه مورد تعهدشان، در شركتهاي تعاوني قانونگذار چنين الزامي را در مورد موسسين شركت مزبور برقرار نكرده است؛ دراين شركتها آنچه مهم است پرداخت يك سوم سرمايه شركت در بدو تاسيس آن است، اعم از اينكه به صورت نقدي باشد و يا جنسي اما در خصوص موسسين هيچ الزامي مبني بر پرداخت حداقلي از سرمايه مذكور در مواد قانون بخش تعاوني... مصوب 1370 مشاهده نميشود؛ هر چند كه پيش بيني اين امر براي موسسين در جهت حمايت از حقوق ساير متقاضيان عضويت در اين شركتها و ايجاد نوعي ضمانت اجرا براي الزام موسسين به ادامه اقدامات لازم براي تاسيس شركت امري ضروري به نظر ميرسد.
بند سوم: آورده جنسي
همان گونه كه پيشتر بحث شد در قانون شركتهاي تعاوني مصوب 1350 از آورده غير نقدي اعضاي شركت تعاوني ذكري به ميان نيامده است. قانونگذار در سال 1370 با تغيير رويه، سرمايه شركت تعاوني را اعم از سرمايه نقدي و جنسي دانسته است.
آنچه در خصوص تركيب سرمايه شركتهاي تعاوني شايان توجه ميباشد اين است كه علي رغم آنكه اساتيد حقوق تجارت بر اين باورند كه آورده شركتهاي تعاوني اعم از آورده نقدي و غير نقدي ميباشد، قانونگذار در سال 1370، عبارت «آورده جنسي» را به كار برده است. دراستفاده از اين عبارت از سوي مقنن، نهايت دقت و تامل را بايد نمود. آنچه بديهي است اين است كه «آورده جنسي» اخص از «آورده غير نقدي» ميباشد و منحصراً ناظر به اموال مادي و عيني و ملموس ميباشد، بنابر اين نميتوان آن را ناظر به حقوق مالي و معنوي و صنعت و كار و ساير اموال غير مادي دانست.
از آنچه گفته شد اين نتيجه حادث ميشود كه قانونگذار در سال 1370، علي رغم تداول اصطلاح «آورده غير نقدي» و سابقه طولاني قانونگذاري آن در قانون تجارت 1311 تحت عنوان سهام غير نقدي و لايحه قانوني اصلاح قسمتي از قانون تجارت مصوب 1347، از روي تعمد و با عنايت به ماهيت، اهداف و نوع فعاليت هر كدام از اقسام شركتهاي تعاوني، منحصراً «آورده جنسي» را از سوي موسسين و اعضاي اين شركت پذيرفته است؛ لذا آورده در شركت تعاوني منحصر به آورده نقدي و آورده جنسي به مفهوم خاص كلمه ميباشد.
با توجه به آنچه گفته شد، بحث درمورد اينكه آيا صنعت، حقوق معنوي و حقوق مالي به عنوان آورده غير نقدي در شركتهاي تعاوني قابل پذيرش ميباشد يا خير، منتفي ميباشد و در شركتهاي مذكور منحصراً آورده جنسي مورد تاييد قانونگذار قرار گرفته است.
چنانچه آورده اعضاي شركت تعاوني مجموعاً نقدي باشد، سرمايه شركت عبارت است از مجموع آورده هاي نقدي اعضا اما زماني كه اعضا فقط آورده جنسي خود را سرمايه شركت قرار دهند و يا سرمايه شركت مركب از اورده هاي نقدي و جنسي باشد، ارزيابي آورده هاي جنسي امري ضروري است و در اينجا ما با خلا قانوني در خصوص نحوه ارزيابي و مرجع صالح براي اين امر مواجه ميشويم. از آنجا كه در قانون شركتهاي تعاوني ذكري از آورده غير نقدي و يا جنسي به ميان نيامده بود، عدم پيش بيني نحوه ارزيابي اين آورده ها نيز امري طبيعي بود اما قانون بخش تعاوني... مصوب 1370 علي رغم پذيرش آورده جنسي، در خصوص نحوه ارزيابي اين آورده ها ساكت است. براي رفع اين ابهام ميتوان به دستورالعمل تشكيل تعاونيها مراجعه نمود. بند و ماده 4 مراحل تشكيل تعاونيها از دستورالعمل ياد شده، يكي از وظايف هيات موسس را پس از اخذ موافقت نامه تشكيل تعاوني از اداره كل يا اداره تعاون، ارزيابي آورده هاي غير نقدي داوطلبان عضويت ميداند به آن ميزان كه متناسب و مورد نياز طرح باشد و توسط كارشناس رسمي دادگستري و با انجام تشريفات قانوني لازم ارزيابي شده باشد. بدين ترتيب به مانند رويه قانوني مقرر درخصوص ارزيابي آورده هاي غير نقدي موسسين و سهامداران شركتهاي سهامي، در شركتهاي تعاوني نيز اين قبيل آورده ها بايد از سوي كارشناس رسمي دادگستري مورد ارزيابي قرار گرفته و نتيجه اين ارزيابي نيز بايستي جهت اتخاذ تصميم در اختيار نخستين مجمع عمومي (موسس) گذاشته شود.
مبحث دوم: تامين سرمايه
اموال ودارايي نقدي و جنسي كه اعضاي تعاوني به عنوان خريد سهام شركت ميپردازند، اصطلاحاً سرمايه شركت تعاوني ناميده ميشود. سرمايه براي اجراي اهداف شركتهاي تعاوني ركن اساسي و ضروري است. تعاون گرايان اوليه درجهت تامين سرمايه مورد نياز شركتهاي تعاوني چندين راه حل پيشنهاد نمودهاند. كساني مانند رابرت اون و رايفايزن درصد تهيه مبالغ مورد نياز از افرادخير و سرمايه داران نيكوكار بودند و اميدوار بودند كساني پيدا شوند كه با در اختيار گذاردن سرمايه مورد نياز امكان فعاليت تعاونيها را فراهم آورند. برخي ديگر مانند لوئي بلان بر اين باور بودند كه دولت بايد به صورت مستقيم و بلاعوض و يا به صورت وام، سرمايه مورد نياز تعاونيها را تامين نمايد. كساني هم مانند شارل ژيد و پيشگامان شركت تعاوني راچديل بر سرمايه خود اعضا هر چند هم اندك باشد تاكيد داشتند.
مطابق قانون بخش تعاوني... مصوب 1370، سرمايه شركتهاي تعاوني به دو صورت تامين ميشود:
بند اول: تامين سرمايه توسط اعضا
تامين سرمايه شركت تعاوني توسط اعضاي اين شركت، طبيعي ترين و متداول ترين صورت تامين سرمايه ميباشد بدين صورت كه اعضا با خريد سهام شركت و يا آورده جنسي خود به شركت، سرمايه شركت را تامين ميكنند. د راين صورت مطابق ماده 20 قانون بخش تعاوني مصوب 1370، «سهم اعضا در تامين سرمايه شركتهاي تعاوني برابر است مگر مجمع عمومي تصويب نمايد كه اعضا سهم بيشتري تاديه نمايند». در همين راستا ماده 5 دستورالعمل تشكيل تعاونيها مقرر ميدارد: «سهم اعضا در تامين سرمايه تعاوني برابر است مگر اينكه مجمع عمومي تصويب نمايد كه برخي از اعضا سهم بيشتري خريداري نمايند، درا ين صورت حداكثر ميزان سهم هر عضو نبايد از پانزده درصد كل سرمايه تعاوني تجاوز نمايد»
قانون بخش تعاوني مصوب 1370 در مورد تامين سرمايه توسط اعضا و نحوه تعهد سرمايه از سوي آنان تصريحي ندارد و قيد و يا شكل خاصي را مقرر نكرده است. بنابر اين براي تعهد سرمايه در اين شركتها، شكل و فرم خاصي وجود ندارد و هر كدام از داوطلبان عضويت در اين شركتها ميتوانند با مراجعه به بانكي كه جهت افتتاح حساب به نام شركت تعاوني در شرف تاسيس معرفي شده است و پرداخت مبلغ لازم التاديه تعيين شده از سوي هيات موسس، به سرمايهگذاري در اين شركتها اقدام نمايند.
همان گونه كه ذكر شد مطابق ماده 20 قانون بخش تعاوني و ماده 5 دستورالعمل تشكيل تعاونيها و ماده 4 آيين نامه مواد 6و 20 قانون بخش تعاوني... سهم اعضاي شركت تعاوني در تامين سرمايه آن برابر است مگر اينكه مجمع عمومي تصويب نمايد كه برخي ازاعضا سهم بيشتري خريداري نمايند. در دستورالعمل و آيين نامه ياد شده بر خلاف آنچه در مورد شركتهاي سهامي آمده، حتي در صورت تصويب مجمع عمومي نيز حداكثر ميزان سهامي كه يك عضو ميتواند خريداري نمايد، مشخص شده و اين ميزان نميتواند از پانزده درصد كل سرمايه شركت تعاوني تجاوز نمايد و اين اقدام قانونگذار را ميتوان امتياز اين قانون نسبت به قانون حاكم بر شركتهاي سهامي در مورد مزبور تلقي نمود.
بند دوم: تامين سرمايه توسط دستگاههاي عمومي
قانونگذار در ماده 17 قانون بخش تعاوني... مصوب 1370، بدعت جديدي در رابطه با سرمايهگذاري اشخاص حقوقي حقوق عمومي از جمله وزارتخانه ها، شركتهاي دولتي و وابسته به دولت و تحت پوشش دولت، بانكها، شهرداريها، شوراهاي اسلامي كشور وبنياد مستضعفان و ساير نهادهاي عمومي وضع كرده كه نظير و نمونه آن را در ديگر شركتهاي تحت حكومت قانون تجارت نميتوان مشاهده كرد. مطابق ماده 17 مزبور، حداقل 51% سرمايه به وسيله اعضا در اختيار شركت تعاوني قرار ميگيرد و دستگاههاي فوق الذكر ميتوانند جهت اجراي بند 2 اصل 43 قانون اساسي از راه وام بدون بهره يا هر راه مشروع ديگر از قبيل مشاركت، مضاربه، مزارعه، مساقات، اجاره، اجاره به شرط تمليك و فروش اقساطي و صلح اقدام به كمك در تامين يا افزايش سرمايه شركتهاي تعاوني نمايند بدون آنكه عضو شوند.
به موجب تبصره ذيل ماده 17 مرقوم، «در مواردي كه دستگاههاي دولتي در تاسيس شركتهاي تعاوني شريك ميشوند ظرف مدتي كه باموافقت طرفين در ضمن عقد شركت تعيين خواهد شد سهم سرمايهگذاري دولت به تدريج باز پرداخت و صد درصد سرمايه به تعاوني تعلق خواهد گرفت»،
از ماده 17 مذكور و تبصره آن نكاتي چند قابل استنباط ميباشد. نكته نخست اينكه، سرمايهگذاري مزبور جهت اجراي بند دو اصل 43 قانون اساسي كه عبارت است از تامين شرايط و امكانات كار در شكل تعاوني براي همه به منظور اشتغال كامل و قرار دادن وسايل كار در اختيار همه كساني كه قادر به كار بوده اما وسايل كارندارند، به عمل ميآيد.
همان گونه كه ذكر شد، سرمايهگذاري ارگانهاي مذكور در اين ماده در شركت تعاوني از راه وام بدون بهره يا از طرق مشروع ديگر از قبيل عقود و قراردادهايي كه فواقً ذكر شد صورت ميگيرد. اما بايدتوجه داشت كه سرمايهگذاري اين ارگانها سبب عضويت آنها درشركت تعاوني نميشود و چون حق راي و حق مشاركت در تصميم گيريها و اداره امور شركت تعاوني مخصوص اعضاي آن است، لذا ارگانهاي مزبور با وجود سرمايهگذاري در شركت تعاوني حق راي و حق مشاركت در امور مذكور را ندارند، اما بنا به تجويز تبصره يك ماده 30 قانون بخش تعاوني... ميتوانند نمايندهاي براي نظارت و بازرسي در تعاوني و شركت در جلسات مجمع عمومي و هيات مديره به عنوان ناظر وبدون داشتن حق راي اعزام دارند.
نكته قابل ذكر اينكه مسؤوليت حقوقي دستگاههاي عمومي اعطا كننده اعتبارات و تسهيلات مالي به شركتهاي تعاوني به ميزان سرمايه متعلق به آنان ميباشد مگر اينك در قرار داد تنظيمي بين شركتهاي تعاوني و دستگاههاي مذكور به ترتيب ديگري شرط شده باشد (تبصره ماده 23 قانون بخش تعاوني...)
بنا بر آنچه گفته شد، قانونگذار بخش تعاوني در بررسي ابعاد سرمايهگذاري درشركتهاي تعاوني توسط دولت و ساير بخشهاي آن و به قصد حمايت از بخش تعاون اولاً زمينه قانوني سرمايهگذاري دولت در شركتهاي تعاوني را فراهم و ثانياً با ممنوعيت ايجاد رابطه عضويت براي سرمايهگذاري سعي در حفظ استقلال و شخصيت حقوقي مستقل شركتهاي تعاوني در موارد سرمايهگذاري دولتي نموده است. بديهي است در مواردي كه دستگاههاي دولتي در تامين سرمايه شركت تعاوني شريك ميشوند، ظرف مدتي كه به موجب تبصره ماده 17 ياد شده با موافقت طرفين در ضمن عقد تعيين ميشود، سهم سرمايهگذاري خود را به تدريج باز پس گرفته و صددرصد سرمايه متعلق به تعاوني خواهد شد.
علاوه بر آنچه در خصوص تامين سرمايه شركت تعاوني از طريق سرمايهگذاري اشخاص حقوقي حقوق عمومي گفته شد، بايد افزود كه دولت ميتواند با رعايت اصل 43 قانون اساسي واحدهاي صنعتي يا كشاورزي و ياخدماتي و امثال آن را علي رغم مالكيت عمومي نسبت به آنها مستنداً به ماده 18 قانون بخش تعاوني به صورت حبس موقت يا دائمي در اختيار تعاوني قرار داده و شركت تعاوني را مالك برمنافع آن نمايد.
از جمع مواد 17، 18، 19 قانون بخش تعاوني... مصوب 1370 و ماده 24 قانون اصلاحي قانون بخش تعاوني... مصوب 1377 و ساير مواد و آيين نامه هاي مربوط استنتاج ميگردد كه دولت در تامين سرمايه شركتهاي تعاوني علاوه بر داشتن حق سرمايهگذاري با تكليف قانوني نيز مواجه است كه از نظر حقوقي و اقتصادي مواجه شدن دولت با اين تكليف شركتهاي تعاوي را از ساير شركتها در مفهوم سرمايه و طريق تامين آن ممتاز ميسازد. در اين رابطه و درجهت تامين سرمايه شركتهاي تعاوني تكليف دولت اين است كه با استفاده از منابع بودجهاي يامنابع بانكي و باتضمين دولت، وام بدون بهره در اختيار تعاوني قرار دهد و اموال منقول و يا غير منقول و يا وسايل و امكانات لازم را به قيمت عادلانه به طور نقد يا اقساط به آنها بفروشد و يا اجاره دهد و يا اجاره به شرط تمليك نمايد و يا سهام شركتها و موسسات دولتي و وابسته به دولت و بانكها و اموال صادره و ملي شده را به تعاونيها منتقل نمايد.
نكته ديگري كه قابل توجه ميباشد اين است كه امتيازي كه شركت تعاوني در ارتباط با تسهيلات مربوط به سرمايهگذاري دولتي بدون ايجاد رابطه عضويت براي سرمايه گذار دارد منجر به ايجاد جاذبه قابل توجهي نسبت به تشكيل شركتهاي تعاوني به منظور استفاده از اين تسهيلات و حسب مورد انحلال و يا تغيير وضعيت شركت تعاوني به ساير شركتها بعد از استفاده از تسهيلات مذكور گرديده است. به همين مظور و به دليل ممانعت از اتلاف بيت المال آيين نامهاي مختص شركتهاي تعاوني توسط وزارت تعاون به تاريخ 21/3/1373 تحت عنوان آيين نامه نحوه استرداد امتيازات و اموال دريافتي تعاونيها از منابع دولتي، عمومي و بانكي تصويب تا ضمانت اجراي لازم در برخورد با اين گروه از شركتها نيز ايجاد شده باشد.
از مجموع انچه در خصوص نحوه و منبع تامين سرمايه در شركتهاي تعاوني گفته شد نتيجه ميشود كه هر شركت تعاوني زماني تشكيل و ثبت ميشود كه حداقل يك سوم سرمايه آن در بدو تاسيس تاديه گردد (ماده 21 (ق.ب.ت.ا.ج.ا) سرمايه مذكور ممكن است تماماً به وسيله اعضا پرداخت شود، بدون اينكه دستگاههاي عمومي در سرمايهگذاري تعاوني شركت داشته باشند و يا اينكه اعضاي تعاوني و دستگاههاي عمومي مشتركا در پرداخت سرمايه اوليه مشاركت نمايند. درمواردي نيز امكان دارد پرداخت سرمايه اوليه در زمان تاسيس شركت، منحصراً توسط دستگاههاي عمومي صورت پذيرد به دليل اينكه در ماده 21 مزبور پرداخت حداقل يك سوم سرمايه به صورت مطلق بيان گرديده است، دستگاههاي دولتي ميتوانند در اجراي 49 درصد پيش بيني شده در قانون بخش تعاوني كل ثلث سرمايه را در بدو تاسيس آن تاديه نمايند؛ البته با عنايت به ماده 17 مذكور در اين حالت شركت تعاوني تشكيل نميشود مگر بعد از اينكه تاديه 67 درصد سرمايه شركت در فرض مذكور به وسيله اعضا تعهد شده باشد.
مبحث سوم: تغييرات سرمايه
قبل از ورود به بحث تغييرات سرمايه به نظر ميرسد با توجه به مقررات خاصي كه در مورد حداقل سرمايه در شركتهاي تعاوني، و حداقل سرمايه پرداختي از سوي اعضاي اين شركت وجود دارد، بدواً به اختصار به اين موضوع پرداخته شود و پس از بررسي اجمالي اين امر، تغييرات سرمايه در شركتهاي تعاوني مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
قانونگذار در مورد حداقل سرمايه شركتها منحصراً در مورد شركتهاي سهامي تعيين تكليف نموده است (ماده 5 ل.ق.ت). شركتهاي تعاوني نيز از جمله شركتهايي است كه حداقلي براي سرمايه آن در بدو تاسيس شركت مقرر نشده است و قانونگذار به اين قيد اكتفا نموده است كه تشكيل شركت تعاوني موكول به تاديه حداقل يك سوم سرمايه آن ميباشد (ماده 21 ق.ب.ت.ا.ج.ا). علي رغم سكوت قانونگذار در قانون شركتهاي تعاوني مصوب 1350 و قانون بخش تعاوني.... مصوب 1370 نسبت به تعيين حداقل سرمايه لازم براي تشكيل انواع مختلف شركتهاي تعاوني، وزارت تعاون در آ يين نامه مواد 6و 20 قانون بخش تعاوني... مصوب 1377 ونيز دستورالعمل تشكيل تعاونيها مصوب همين سال، حداقلهايي را براي سرمايه انواع مختلف شركتهاي تعاوني و نيز ارزش اسمي هر سهم دراين شركتها مقرر نموده است كه به لحاظ اهميت اين موضوع به مفاد اين دو آيين نامه پرداخته ميشود.
مطابق ماده 2 آيين نامه مواد 6و 20 و ماده 4 دستورالعمل تشكيل تعاونيها، حداقل سرمايه براي تشكيل تعاوني عام و خاص به ترتيب صد ميليون ريال و ده ميليون ريال ميباشد. حداقل ارزش اسمي هر سهم نيز در تعاونيهاي عام يكصد هزار ريال و درتعاونيهاي خاص، سيصد هزار ريال تعيين ميگردد و حداقل ارزش اسمي هر سهم درتعاونيهاي مسكن اعم از عام و خاص، شش ميليون ريال مقرر شده است. با عنايت به حداقل تعداد اعضا در شركتهاي تعاوني عام كه پانصد عضو ميباشد (تبصره 1 ماده 3 دستورالعمل تشكيل تعاونيها) ميتوان در حالات مختلف حداقل سهام و سرمايه را مطابق جداول ذيل بيان نمود:
جدول 1- حداقل سهام و سرمایه در شرکتهای تعاونی توزیعی عام
جدول 2- حداقل سهام و سرمایه در شرکتهای تعاونی تولیدی یا تولیدی توزیعی عام
در شرکتهای تعاونی خاص براساس تولیدی یا توزیعی بودن آن حداقل تعداد اعضا و سرمایه متفاوت میباشد که در جداول زیر آمده است:
جدول 3- حداقل سهام و سرمایه در شرکتهای تعاونی توزیعی خاص
جدول 4 حداقل سهام و سرمایه در شرکتهای تعاونی تولیدی توزیعی خاص
طراحی جدول فوق با این فرض است که اعضای شرکت قادر به افزایش سرمایه بوده و میخواهند با حداقل سرمایه، شرکت تعاونی تامین نمایند. در این حالت حداقل اعضا (که همان اعضای اصلی میباشند) حداکثر سهام شرکت را میتوانند داشته باشند. به عبارت دیگر مقصود تشکیل یک شرکت تعاونی با حداثل ارزش اسمی سهام و حدقل سرمایه است به گونهای که اعضای اصلی شرکت بخواهند حداکثر تعداد سهام ممکن را برای خود اختصاص دهند به عبارت دیگر کمترین اعضا بیشترین سرمایه را تادیه نمایند. در تنظیم این جدول ملاک زیر نیز مورد توجه واقع شده است. حداکثر میزان سهم هر عضو در شرکتهای تعاونی 15% کل سهم تعیین میگردد (مادة دستورالعمل تشکیل تعاونیها).
جدول 5- تشکیل تعاونی در حالتی که کمترین اعضا حداکثر سرمایه را داشته باشند
جدول 6- مشخصات کلی انواع شرکتهای تعاونی
جدول 7- مشخصات کلی انواع شرکتهای تعاونی خاص
علاوه بر آنچه در خصوص حداقل ميزان سرمايه و حداقل ارزش اسمي هر سهم و نيز حداكثر سرمايه يك عضو در شركت تعاوني گفته شد، در آيين نامه ها و اساسنامه هاي انواع مختلف شركت تعاوني، مقررات خاصي برقرار شده است كه به موجب پرهيز از اطاله كلام از پرداختن به آنها خودداري ميشود.
قبل از ورود به بحث تغييرات سرمايه، نكته ديگري كه در اينجا ذكر آن ضروري به نظر ميرسد اين است كه سرمايه در شركتهاي تعاوني به مانند شركتهاي سهامي به قطعات متساوي داراي قيمت و ارزش يكسان موسوم به سهم تقسيم ميشود. سهام شركتهاي سهامي ميتواند بي نام باشد و يا با نام (تبصره 1 ماده 24 ل.ا.ق.ت)، اما در قانون شركتهاي تعاوني مصوب 1350، ذكري از سهام بي نام به ميان نيامده است و منحصراً در ماده 10 قيد شده است كه سهام شركتهاي تعاوني بانام است. در قانون بخش تعاوني مصوب 1370 به نحو اطلاق فقط واژه سهام به كار رفته است. در بدو امر چنين به نظر ميرسد كه با عنايت به اطلاق كلمه سهام، صدور سهام بي نام در شركتهاي تعاوني فاقد اشكال است اما با در نظر گرفتن مواد 9 و 22 همين قانون كه براي عضويت در شركت تعاوني شرايط خاصي را مقرر نموده و مطابق اين موادهر شخصي نميتواند به عضويت اين شركت درآيد مگر پس از تصويب هيات مديره (بند 4 ماده 37 (ق.ب.ت.ا.ج.ا) مصوب 1370 چنين به نظر ميرسد كه صدور سهام بي نام با فلسفه وجودي شركتهاي تعاوني و مفاد مواد مذكور در تعارض باشد. همچنين «علت انكه سهام شركتهاي تعاوني بايد با نام باشد، آن است كه شركت تعاوني متكي به اشخاص است و در چني شركتي كه شخص و طرز فكر و روحيه و شغل و ساير خصال و صفات او مورد توجه ميباشد، البته سهام نيز بايد با نام باشد تا هر كسي نتواند با خريد يك سهم بي نام به عضويت شركت تعاوني راه پيدا كند»
شركتهاي تعاوني جهت انجام فعاليتهاي موضوع اساسنامه خود نيازمند سرمايه كافي ميباشند اما گاهي به دليل گسترش حجم فعاليهاي شركت لازم ميآيد كه سرمايه آن افزايش يابد و در مقابل گاهي به علت محدود شدن فعاليتها، كاهش سرمايه ضرورت پيدا ميكند.
بند اول: افزايش سرمايه
در مواردي كه وضع مالي شركت ايجاب ميكند، اقدام به افزايش سرمايه ميشود. به طور عمده زماني كه دامنه عمليات شركت تعاوني نيازمند بسط و توسعه ميباشد و يا اينكه سرمايه پيش بيني شده اوليه براي فعاليتهاي شركت كافي نباشد، اقدام به افزايش سرمايه شركت ميشود.
قانون بخش تعاوني مصوب 1370 درخصوص طرق افزايش سرمايه شركت تعاوني ساكت است و صرفا در تبصره 2 ماده 25 و ماده 17 و تبصره 1 ماده 24 به مواردي اشاره نموده است كه اين موارد در واقع منابع افزايش سرمايه شركت تعاوني به شمار ميآيند و طرق افزايش سرمايه محسوب نميشوند. اين منابع عبارتند از: استفاده از ذخيره قانوني و نيز استقراض و استفاده از تسهيلات اعطايي مراجع دولتي.
به نظر ميرسد باتوجه به سكوت قانونگذار در قانون بخش تعاوني مصوب 1370 و عدم وجود موادي معارض با مواد قانون شركتهاي تعاوني مصوب 1350 بتوان در خصوص موضوع به قانون اخير الذكر مراجعه نمود. در همين رابطه قانون شركتهاي تعاوني مصوب 1350، دو روش جهت افزايش سرمايه اين شركتها پيش بيني نموده است كه عبارتند از: افزايش تعداد سهام اعضاي قبلي شركت و خريد سهام توسط اعضاي جديد (تبصره 2 ماده 10) با توجه به مراتب فوق الذكر دو روش براي افزايش سرمايه شركتهاي تعاوني وجود دارد كه در ابتدا اين دو روش به اختصار مورد بررسي قرار گرفته و سپس منابع افزايش سرمايه مطابق قانون بخش تعاوني بررسي ميشود.
الف: افزايش تعداد سهام اعضاي قبلي شركت
شركتهاي تعاوني درمواقع ضروري ميتوانند از اعضاي خود بخواهند كه با خريد سهام جديد بنيه مالي شركت را براي تامين نيازمنيدهاي اعضا تقويت كنند. دراين خصوص پس از تصويب مجمع عمومي عادي حداكثر سهام بايد در حدودي باشد كه وزارت تعاون متناسب با نوع و تعداد اعضاي شركت تعاوني تعيين مينمايد (ماده 20 (ق.ب.ت.ا.ج.ا) و در هر صورت حداكثر ميزان سهم هر عضو نبايد از پانزده درصد كل سرمايه تعاوني تجاوز نمايد (ماده 4 آيين نامه مواد 6 و 20 مصوب 1377). تاديه مبلغ سهام از محل سود تقسيم نشده و يا اندوخته قانوني امكان پذير ميباشد. درا ين صورت واگذاري سهم جديد به اعضا به نسبت سهامي كه مالكند خواهد بود.
ب. خريد سهام توسط اعضاي جديد
اصولا اعضاي شركت تعاوني براي خريد سهام جديد داراي اولويت ميباشند امادر صورت تصويب مجمع عمومي عادي، شركت تعاوني ميتواند سهام جديد خود را به داوطلبان عضويت واگذار نمايد. سوالي كه در اين خصوص به ذهن متبادر ميشود اين است كه در موردي كه شركت تعاوني از طريق انتشار سهام جديد مبادرت به افزايش سرمايه مينمايد، آيا ارزش اسمي هر سهم براي سهامداران سابق و جديد شرك يكسان ميباشد؟
مجموعه مقررات حاكم بر شركتهاي تعاوني در خصوص سوال مذكور ساكت است اما با وحدت ملاك از ماده 32 (ل.ا.ق.ت) ميتوان گفت ارزش اسمي سهام جديد بايد برابر با سهام قبلي شركت باشد. بدين ترتيب ارزش كليه سهام شركت تعاوني در طول مدت حيات آن، چه در بدو تاسيس و چه در زمان انتشار سهام جديد به منظور افزايش سرمايه بايد متساوي باشد.
براي جلوگيري از انتفاع بي تناسب سهامداران جديد از تفاوت بين ارزش اسمي و ارزش واقعي سهام كه معمولا در نتيجه سود سرشار شركت تعاوني و افزايش ارزش سهام آن در بازار به وجود ميآيد، نيز با وحدت ملاك از ماده 160 (ل.ا.ق.ت) ميتوان گفت كه شركت تعاوني قادر است كه سهام جديد را برابر مبلغ اسمي به فروش برساند و يا اينكه مبلغي علاوه بر مبلغ اسمي به عنوان اضافه ارزش سهم از اعضاي جديد دريافت نمايد. در اين صورت شركت تعاوني ميتواند عوايدحاصله از اضافه ارزش سهام فروخته شده را به اندوخته منتقل سازد و يا نقداً بين صاحبان سهام تقسيم نمايد و يا اينكه در ازاي آن سهام جديد به سهامداران سابق شركت واگذار كند.
در شركتهاي سهامي قانونگذار پيش بيني نموده است كه اين شركتها ميتوانند از طرق ديگري مانند تبديل مطالبات نقدي حال شده اشخاص از شركت به سهام جديد (ماده 185 ل.ا.ق.ت) و يا در صورت موافقت كليه صاحبان سهام از طريق بالابردن مبلغ اسمي سهام موجود (ماده 159 ل.ا.ق.ت) اقدام به افزايش سرمايه نمايند. سوالي كه در اين خصوص مطرح ميشود اين است كه آيا شركتهاي تعاوني نيز جهت افزايش سرمايه خود علاوه بر مواردي كه مورد بررسي قرار گرفت، ميتوانند از ساير طرق پيش بيني شده در لايحه قانوني اصلاح قسمتي از قانون تجارت استفاده نمايند؟
همان گونه كه ذكر شد، تبصره 2 ماده 10 قانون شركتهاي تعاوني مصوب 1350، اقدام به افزايش سرمايه شركت تعاوني را از دو راه پيش بيني نموده است: خريد سهام توسط اعضاي جديد و يا افزايش تعداد سهام اعضاي قبلي شركت. سياق اين تبصره چنين ميرساند كه قانونگذار افزايش سرمايه را از طريق بالا بردن ارزش اسمي سهام موجود مقدور دانسته است. استفاده از كلمه «يا» در اين تبصره نيز حاكي از نظر قانونگذار بر انحصار طرق افزايش سرمايه به اين دو روش ميباشد. علي رغم عدم تصريح روش افزايش سرمايه از طريق بالا بردن مبلغ اسمي سهام موجود در قانون ياد شده، اين روش افزايش سرمايه در آيين نامه نحوه ارزيابي سهام در شركتهاي تعاوني به تاريخ 11/7/1375 از سوي وزارت تعاوني پيش بيني شده است. به موجب بند ب از قسمت 1- اين آيين نامه «افزايش سرمايه از طريق بالا بردن مبلغ اسمي سهام موجود در صورتي كه براي صاحبان سهام ايجاد تعهد كند ممكن نخواهد بود مگر آنكه صاحبان سهام با آن موافق باشند. در اين صورت افزايش سرمايه بايد نقداً پراخت شود. توضيح اينكه تصميم گيري در اين خصوص از اختيارات مجمع عمومي فوق العاده ميباشد كه بايستي با حضور تمامي اعضا تشكيل و با راي مثبت آنان به تصويب برسد».
در مورد ياد شده، مشاور حقوقي ماهنامه تعاون نيز با استفاده از ماده 94 (ل.ا.ق.ت) چنين اظهار نظر نموده است كه ميتوان با تصويب كليه اعضاي مجمع عمومي و از طريق بالا بردن مبلغ اسمي سهام موجود سرمايه شركت تعاوني را افزايش داد.
بند سوم: استفاده از ذخيره قانوني
مطابق بند 1 ماده 25 (ق.ب.ت.ا.ج.ا) حداقل 5% سود خالص شركت تعاوني با تصويب مجمع عمومي فوق العاده به عنوان ذخيره قانوني به حسابي تحت همين عنوان واريز ميشود. شركتهاي تعاوني ميتوانند تا حداكثر ذخيره قانوني را جهت افزايش سرمايه خود به كار گيرند (تبصره 2 ماده 25 همين قانون). بنابر اين مطابق اين قانون با استفاده از ذخيره قانوني ميتوان تعداد سهام اعضاي قبلي شركت را افزايش داد.
سوالي كه در راستاي استفاده از ذخيره قانوني در جهت افزايش سرمايه شركت ميتواند مطرح شود اين است كه ذخيره قانوني تعاوني را چه زماني ميتوان به عنوان افزايش سرمايه وارد حساب شركت نمود؟ قانون در اين خصوص ساكت است و مشخص نيست كه اين ذخيره را پس از اينكه به ميزان معادل سرمايه سه سال اخير شركت برسد ميتواند وارد سرمايه شركت نمود يا قبل از آن، مضافاً اينكه مشخص نيست كه وجود ذخيره قانوني كه با اين ترتيب وارد سرمايه شركت ميشود به چه نسبت بايد ميان اعضا تقسيم ميشود.
براي حل اين ابهام ميتوان راه حل متعادلي را در نظر گرفت. بدين صورت كه ذخيره را به دستور تبصره 1 ماده 25 قانون مزبور الزاماً تا معدل سرمايه سه سال اخير شركت وضع نمود و در صورت نياز شركت به تامين سرمايه بيشتر و توجيه موضوع از سوي بازرس يا بازرسان و هيات مديره با تصويب مجمع عمومي آن را به عنوان افزايش سرمايه وارد شركت كرد و نهايتاً مبلغ افزوده را بايد به نسبت سهام اعضا ميان آنها تقسيم و به تعداد سهام افزوده شده سهام جديدي براي اعضاي تعاوني صادر نمود.
بند چهارم: استقراض و استفاده از تسهيلات اعطايي مراجع دولتي و عمومي دولت تنها عاملي است كه نه تنها قصد استثمار اشخاص را ندارد بلكه هدفش توسعه امور شركتهاي تعاوني و در نتيجه بالا بردن سطح درآمد سرانه مردم است. به همين دليل است كه دولت بهترين منبع تامين اعتبار براي شركتهاي تعاوني ميباشد.
ماده 17 (ق.ب.ت.ا.ج.ا) و تبصره 1 ماده 24 اين قانون مقرر نموده است كه وزارتخانه ها، سازمانها، شركتهاي دولتي و وابسته به دولت و تحت پوشش دولت، بانكها، شهرداريها، شوراهاي اسلامي كشوري، بنياد مستضعفان و ساير نهادهاي عمومي ميتوانند از راه وام بدون بهره، مشاركت، مضاربه، مزارعه، مساقات، اجاره، اجاره به شرط تمليك، بيع شرط، فروش اقساطي و صلح اقدام به افزايش سرمايه شركتهاي تعاوني نمايند. با توجه به مواد ياد شده و در جهت منافع شركتهاي تعاوني ميتوان منابع مالي متخذه از طرق مذكور را به سرمايه شركت منتقل و اقدام به افزايش سرمايه نمود. لذا چنانچه شركتهاي تعاوني به عنوان مثال موفق به دريافت وام بدون بهره شوند، با تصويب مجمع عمومي ميتوانند آن را به عنوان افزايش سرمايه به سرمايه شركت منتقل و به نسبت موجود سهام هريك از اعضاي تعاوني سهام آنها را اضافه و سهام جديدي را براي آنها صادر نمايند.
گفتاردوم: كاهش سرمايه
همانند شركتهاي سهامي، در مورد شركتهاي تعاوني نيز مواردي پيش ميآيد كه كاهش سرمايه شركت را ايجاب مينمايد؛ مانند موردي كه مبلغي از سرمايه در نتيجه زيانهاي وارده از ميان ميرود و دارايي شركت از ميزاني كه قبلاً آگهي شده بود، تنزل مييابد.
و نيز موردي كه بدون آنكه شركت تعاوني متضرر شده باشد، به دليل بلا استفاده بودن سرمايه شركت و افزون بودن آن نسبت به احتياجات جاري، كاهش سرمايه شركت ضرورت مييابد. اتخاذ تصميم نسبت به كاهش سرمايه در صلاحيت مجمع عمومي عادي ميباشد (بند 4 ماده 34 ق.ب.ت.ا.ج.ا) مصوب 1370 در قوانين حاكم بر شركتهاي تعاوني، در خصوص كاهش سرمايه شركتهاي تعاوني مقررات صريحي وجود ندارد. در بند 4 ماده 34 مذكور بيان شده است كه كاهش سرمايه بايستي در حدود قوانين و مقررات به عمل آيد. بنابر اين ضمن مراجعه به مفهوم برخي مواد قانون بخش تعاوني ميتوان به مقررات عمومي حاكم بر شركتهاي سهامي در باب كاهش سرمايه نيز رجوع نمود.
مانند شركتهاي سهامي، در باب شركتهاي تعاوني نيز اصولاً تقليل سرمايه شركت در صورتي كه به حقوق طلبكاران شركت خللي واردآورد، جايز نيست. زيرا در غير اين صورت نتيجه اقدام به كاهش سرمايه، استرداد قسمتي از سرمايه به صاحبان سهام و در نتيجه بلا وصول ماندن قسمتي از طلب طلبكاران اين شركتها ميباشد.
به طور كلي ميتوان گفت كاهش سرمايه شركتهاي تعاوني درموارد زير به عمل ميآيد:
بند اول: كاهش اختياري سرمايه
در مواردي كه فعاليت شركت تعاوني با سرمايه آن تناسبي نداشته باشد ميتوان از طريق توزيع قسمتي از سرمايه بين اعضا، اقدام به تقليل سرمايه شركت نمود. اين كاهش اختياري بوده و در عمل شركتها كمتر به چنين اقدامي متوسل ميشوند. (با استفاده از ملاك ماده 189 ل.ا.ق.ت)
بند دوم: كاهش اجباري سرمايه
اگر سرمايه شركت تعاوني به علت زيانهاي وارده تقليل يابد، در چنين حالتي بايد سرمايه شركت تعاوني ارزيابي شده و مجمع عمومي عادي بر مبناي واقعيت موجود اقدام به كاهش سرمايه نمايد.
لايحه قانوني اصلاح قسمتي از قانون تجارت در ماده 141 تصريح نموده، اگر بر اثر زيانهاي وارده حداقل نصف سرمايه شركت از ميان برود هيات مديره بلافاصله مكلف به دعوت مجمع عمومي فوق العاده ميباشد. اين مجمع در صورتي كه راي به انحلال ندهد بايد در همان جلسه با رعايت مقررات ماده 5 اين قانون حداقلهاي قانوني نسبت به كاهش سرمايه شركت اقدام نمايد. در قانون بخش تعاوني در اين خصوص تصريحي وجود ندارد اما طبيعي است كه اين مورد نيز ميتواند از موارد كاهش سرمايه شركت تعاوني تلقي گردد. در اين صورت مجمع عمومي عادي (بند 4 ماده 34 ق.ب.ت.ا.ج.ا) بايستي نسبت به كاهش سرمايه شركت اقدام نمايد.
سوالي كه در اين خصوص مطرح ميشود اين است كه آيا با وحدت ملاك از ماده 141 ياد شده بايد معتقد بود كه منحصراً در مورد كاهش حداقل نصف سرمايه شركت بايستي مجمع عمومي عادي نسبت به تقليل سرمايه اقدام نمايد يا اينكه با هر مقدار كاهش اين اقدام صورت ميگيرد؟ مطابق بند1 ماده 120 (ق.ش.ت) مصوب 1350، يكي از موارد انحلال شركت، كاهش سرمايه به ميزاني است كه ادامه عمليات مقدور و يا به صلاح نباشد با تصويب مجمع عمومي فوق العاده. به نظر ميرسد با استفاده از حكم اين بند كه ملاك از بين رفتن حداقل نصف سرمايه شركت مندرج درماده 141 ل.ا.ق.ت را نپذيرفته است بايد قائل شد كه در صورت كاهش سرمايه شركت، به هر ميزان كه باشد، مجمع عمومي عادي نسبت به تقليل سرمايه شركت اقدام مينمايد. مگر اينكه، اين كاهش به ميزاني باشد كه ادامه عمليات مقدور و يا به صلاح نباشد. در اين صورت مورد از موارد انحلال شركت بوده و در صلاحيت مجمع عمومي فوق العاده ميباشد. البته بايد توجه داشت كه در مورد تقليل سرمايه شركت تا ميزان موجود، حداقلهاي مقرر در آيين نامه ها و دستورالعملهاي موجود بايستي مورد لحاظ قرار گيرد.
بند سوم: كاهش سهام توسط اعضا
اعضاي شركت تعاوني ميتوانند با تقديم در خواست نامهاي به شركت تعاوني، تعداد سهام خود را كاهش دهند. دراين صورت مجمع عمومي عادي بايد نسبت به تقليل سرمايه شركت بر اساس واقعيتهاي موجود اقدام نمايد.
بند چهارم: خروج عضو
همان گونه كه ذكر شد خروج عضو از شركت تعاوني اختياري است و نميتوان مانع اين امر شد (ماده 12 ق.ب.ت.ا.ج.ا). در اين صورت شركت تعاوني ملكف است سهم و كليه حقوق و مطالبات عضو را برابر مقررات اساسنامه و قرارداد منعقده محاسبه نمايد كه پس از كسر بدهي وي به تعاوني، حداكثر ظرف مدت سه ماه موظف به پرداخت ميباشد (ماده 15 قانون اصلاحي.ب.ت.ا.ج.ا مصوب 1377)
خروج عضو از شركت را در نتيجه استعفا از موارد كاهش اتفاقي سرمايه شركت تعاوني دانسته اند. ديگر موارد كاهش اتفاقي سرمايه فوت عضو و در نتيجه پرداخت قيمت سهام او به وارث يا وارث و نيز مورد اخراج عضو از شركت است.
بر خلاف آنكه قانونگذار بر افزايش و كاهش سرمايه شركتهاي سهامي مقررات مفصلي را حاكم نموده است، در بحث افزايش و كاهش سرمايه شركت تعاوني، تشريفات خاصي را پيش بيني ننموده است؛ امانكتهاي كه د رخصوص مرجع اتخاذ تصميم نسبت به تغييرات سرمايه در شركتهاي تعاوني شايان توجه ميباشد اين است كه قانونگذار در قانون بخش تعاوني.... از يك سو در «بند 4 ماده 34، اتخاذ تصميم نسبت به افزايش و يا كاهش سرمايه را در حدود قوانين و مقررات از جمله وظايف و اختيارات مجمع عمومي عادي دانسته است و از سوي ديگر در ماده 35، تغيير مواد اساسنامه را از جمله صلاحيتهاي مجمع عمومي فوق العاده معرفي نموده است (با لحاظ ماده 5 همين قانون). به نظر ميرسد اين امر ناشي از مسامحه قانونگذار در تعيين مرجع صالح جهت تغييرات سرمايه ميباشد و الا چگونه ميتوان امر واحدي را در صلاحيت دو مرجع متفاوت قرار داد؟ البته ميتوان اين تعارض را بدين صورت مرتفع نمود كه در هر حال اقدام به افزايش و يا كاهش سرمايه شركت تعاوني در صلاحيت مجمع عمومي عادي است اما پس از اتخاذ تصميم از سوي اين مجمع، تغيير مواد اساسنامه و تطبيق آن با سرمايه موجود در صلاحيت مجمع عمومي فوق العاده ميباشد. البته بايد توجه داشت كه اين نحوه تفسير، صرفاً قائل شدن يك نوع وظيفه شكلي و ظاهري براي مجمع عمومي فوق العاده است. در واقع تصميم اصلي و نهايي در مجمع عمومي اتخاذ ميشود و مجمع عمومي فوق العاده، صرفاً انعكاس دهنده تصميم مجمع مزبور نسبت به افزايش يا كاهش سرمايه در اساسنامه شركت ميباشد. توجيه اين امر با توجه به اهميت وظايف مجمع عمومي فوق العاده و نيز اهميت تصميمات متخذه در آن، قدري دشوار است.
علاوه بر آنچه گفته شد، قانونگذار بر خلاف شركتهاي سهامي در قانون بخش تعاوني...، انتشار تغييرات سرمايه را درمورد شركتهاي تعاوني در روزنامه رسمي و روزنامه كثيرالانتشار مسكوت گذارده است، اما ماده 25 (ق.ش.ت) مصوب 1350، تكليف موضوع را مشخص نموده است. به موجب اين ماده: «ثبت شركت و تغييرات اساسنامه به وسيله آگهي در روزنامه رسمي كشور به اطلاع عمومي ميرسد...» تبصره اين ماده منحصراً شركتهاي تعاوني روستايي را از شمول حكم ماده و الزام مندرج در آن مستثني نموده است. لذا به استثناي شركتهاي اخيرالذكر در ساير شركتهاي تعاوني ثبت شركت و تغييرات اساسنامه در روزنامه رسمي كشور الزامي ميباشد.
فهرست منابع و ماخذ
كتب، مقالات، تقريرات اساتيد و رساله ها
الف- کتب
آهنگران، جعفر، قانون و مقررات مناطق آزاد تجاري صنعتي و مناطق ويژه اقتصادي، چاپ سوم، تهران، موسسه فرهنگي شريف، تابستان 1377.
اسكيني ربيعا، حقوق تجارت (شركتهاي تجاري) جلد اول، تهران، انتشارات سازمان مطالعه وتدوين علوم انساني دانشگاهها، 1375.
اسكيني، حقوق تجارت، كليات معاملات تجاري، تجار و سازماندهي فعاليت تجاري، چاپ اول، تهران، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، زمستان 1378.
اسكيني، ربيعا، حقوق تجارت، شركتهاي تجاري، جلد اول، چاپ دوم، تهران، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)، تابستان 1377
افتخاري، جواد، حقوق تجارت، شركتهاي تجارتي، چاپ اول، تهران، انتشارات ققنوس، 1380.
الماسي، نجادعلي، تعارض قوانين، چاپ اول، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1368
امامي، سيد حسن، حقوق مدني جلد اول، چاپ هفتم، تهران، انتشارات كتابفروشي اسلاميه، 1370
امامي، سيد حسن، حقوق مدني، جلد دوم، چاپ دوازدهم، تهران، انتشارات كتابفروشي اسلاميه، 1375.
امامي، سيد حسن، حقوق مدني، جلد سوم، چاپ دوازدهم، تهران، انتشارات كتابفروشي اسلامي، 1375
بازگير، يدا، موازين حقوق تجارت در آراء ديوان عالي كشور، چاپ اول، تهران، انتشارات كتابخانه گنج دانش، 1378.
جعفري لنگرودي، محمد جعفر، دائره المعارف حقوق مدني و تجارت، جلد اول، چاپ اول، تهران، انتشارات مشعل آزادي ، 1357.
جعفري لنگرودي، محمد جعفر، ترمينولوژي حقوق، چاپ دوم، تهران، انتشارات گنج.
جعفري لنگرودي، محمد جعفر، حقوق اموال، چاپ دوم، تهران، انتشارات گنج دانش، 1370.
حاتمي، علي، دميرچيلي، محمد خزايي، محسن، قانون تجارت در نظم حقوقي كنوني، چاپ اول، تهران، انتشارات خليج فارس، 1380.
حسنی، حسن، حقوق تعاون، شركتهاي تعاوني، جلد اول، چاپ دوم با تجديد نظر، تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، زمستان 1374.
دهخدا، علي اکبر، لغت نامه دهخدا، جلد 16، تهران، انتشارات چاپخانه دولتي ايران، 1337.
ستوده تهراني، حسن، حقوق تجارت، جلد 2، چاپ اول، تهران، نشر دادگستر، 1375.
شايگان، سيد علي، حقوق مدني، جلد اول، تهران، چاپخانه مجلسي، 1322.
شهيدي، مهدي، سقوط تعهدات، چاپ اول، تهران، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي، 1368.
عرفاني، محمود، حقوق تجارت، جلد 2، چاپ پنجم، تهران، انتشارات دانشگاهي، 1371.
عميد، حسن، فرهنگ عميد، جلد 2، چاپ چهارم، تهران، مؤسسه انتشارات اميرکبير، 1362.
صقري، منصور، حقوق تجارت، تهران، بيتا، بينا.
کاتوزيان، ناصر، حقوق مدني (اموال و مالکيت)، چاپ اول، تهران، انتشارات يلدا، 1372.
کاتوزيان، ناصر، حقوق مدني (عقود معين)، جلد اول، شرکت سهامي انتشار، چاپ هشتم، 1381.
گلريز، حسن، بورس اوراق بهادار، تهران، انتشارات اميرکبير، 1374.
نوبخت، يوسف، انديشههاي قضايي، انتشارات کيهان، چاپ سوم، 1370.
ب – مقالات، تقريرات اساتيد و رساله ها
1- آذربايجاني، عليرضا، بررسي تطبيقي شركتهاي تعاوني و سهامي، درس حقوق تجارت پيش نياز، دانشگاه تربيت مدرس، دانشوري حقوق خصوصي، نيم سال اول، سال تحصيلي 77-1376.
اخلاقي بهروز، جزوه درسي حقوق تجارت 3، تهران، پلي كپي درانتشارات دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، سال تحصيلي 70-1369
اديب زاده، حسين، شركتهاي تعاوني، پايان نامه كارشناسي ارشد حقوق خصوصي، دانشكده حقوق، دانشگاه شهيد بهشتي.
اعظمي زنگنه، عبدالحميد، حقوق بازرگاني، درس و تقريرات ، با سعي و اهتمام سهراب امينيان، چاپ سوم، بي نا، بي تا.
اعظمي غلامعلي، سهم در شركتهاي سهامي (رساله دكتري)، دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، 1352
امامي، نورالدين، «شركت در شرف تاسيس»، مجله كانون وكلاي دادگستري تهران، سال بيست و هفتم، پاييز 1354، شماره 132.
بورس، سهام و نحوه قيمتگذاري سهام شركتها، انتشارات معاونت سرمايهگذاري و برنامه ريزي سازمان تامين اجتماعي، 1375.
تفرشي، محمد عيسي، تحولات حقوقي در نظام شرکتهاي سهامي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، رساله دکتري (حقوق خصوصي) دانشگاه تربيت مدرس 1375.
حسنی، حسن، «خروج از عضويت در شركتهاي تعاوني مسكن واعتبار»، مجله كانون وكلا، سال 26، شماره 129- 128
حسين زاده علي آبادي، جواد، اهليت شركتهاي تجاري، پايان نامه كارشناسي ارشد حقوق خصوصي، دانشكده علوم انساني، دانشگاه تربيت مدرس، 1377.
حسيني تهراني، سيد مرتضي، «سهام در شركتهاي سهامي» مجله كانون وكلاي دادگستري، تهران، سال بيست و هشتم، پاييزو زمستان 2535، شماره 137-136.
خلاصه پيشنهادات دفتر تحقيقات و استانها درباره قانون بخش تعاوني اقتصاد جمهوري اسلامي ايران، كتابخانه مركزي وزارت تعاون.
دفترچه راهنماي ثبت شعبه يا نمايندگي شركت خارجي در ايران، تهران، اداره كل ثبت شركتها و مالكيت صنعتي، بي تا.
دوستي، نصرت ا...، راهنماي ثبت شركت تجاري، موسسات غير تجاري، اختراعات و علايم تجاري، چاپ دوم، تهران، نشر حقوقدان، 1378.
فخاري، امير حسين، حقوق تجارت (شرکتها) جزوه درسي، دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي.
کاشاني، سيد محمود، جزوه حقوق مدني 7، دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي، سال تحصيلي 71-1370.
گوهريان خليل آباد، حميدرضا، نظام حقوقي تعاونيها در حقوق ايران، پايان نامة دوره کارشناسي ارشد. دانشکده حقوق، و علوم سياسي، دانشگاه تهران، 1383.
مشکي سيروس، سهام ممتاز، رساله فوق ليسانس، دانشگاه تهران، 1354.