تحقیق آماده بررسي‌ مسأله‌ توسل‌ به‌ زور از ديدگاه‌ حقوق بين‌الملل‌ عمومي‌ -47 برگ وورد قابل ویرایش
درحالي‌ كه‌ ترايخ‌ بشر پر از جنگ‌ و خونريزي‌ مي‌باشد، همواره‌ تلاشهايي‌ براي‌محدود كردن‌ كاربرد نيروي‌ مسلّح‌ و جنگ‌ در روابط‌ ميان‌ مردمان‌ سرزمين‌هاي‌ مختلف‌در جريان‌ بوده‌ است‌. تا قبل‌ از جنگ‌ جهاني‌ اول‌ جنگ‌ تحريم‌ نشده‌ بود، و تنها محدوديتي‌كه‌ تا آن‌ تاريخ‌ وجود داشت‌ «جنگ‌ عادله‌» بود. با تشكيل‌ جامعه‌ ملل‌ پس‌ از جنگ‌ اول‌جهاني‌، به‌ موجب‌ ميثاق ، محدوديتهايي‌ براي‌ توسل‌ به‌ جنگ‌ ايجاد شد ولي‌ كلاً تحريم‌نگرديد. پس‌ از پايان‌ يافتن‌ جنگ‌ دوم‌ جهاني‌ و تصويب‌ منشور ملل‌ متحد جنگ‌ صريحاًتحريم‌ گرديد، و مقرراتتوسل‌ به‌ زور به‌ مرحلة‌ جديدي‌ گام‌ نهاد. مقررات‌ توسل‌ به‌ زور دراين‌ مرحله‌، توسط‌ موادي‌ از منشور، برخي‌ از قواعد عرفي‌، آراي‌ ديوان‌ بين‌المللي‌دادگستري‌ و قطعنامه‌هاي‌ مجمع‌ عمومي‌ سازمان‌ ملل‌ متحد شكل‌ مي‌گيرد.
براساس‌ حقوق بين‌الملل‌ جديد، برخي‌ معتقدند كه‌ جنگ‌ به‌ طور عام‌ تحريم‌ شده‌ وموارد مجاز توسل‌ به‌ زور كاملاً نادر و استثنايي‌ مي‌باشد. و برخي‌ نيز بر اين‌ باورند كه‌تحريم‌ عامي‌ وجود ندارد بلكه‌ برخي‌ از موارد توسل‌ به‌ زور مانند: جنگ‌ سلطه‌ جويانه‌ وتعرضي‌، و مداخلة‌ نظامي‌ به‌ نفع‌ شورشيان‌ در كشور ديگر و هرگونه‌ كاربرد زور كه‌برخلاف‌ اهداف‌ ملل‌ متحد است‌، ممنوع‌ گرديده‌ ولي‌ اشكال‌ متعددي‌ از توسل‌ به‌ زورهمچنان‌ مجاز است‌؛ مانند: دفاع‌ انفرادي‌ و جمعي‌، دفاع‌ پيشگيرانه‌، مداخله‌ انساندوستانه‌،مداخله‌ براي‌ حمايت‌ از جان‌ و مال‌ اتباع‌ و...
در اين‌ فصل‌ براي‌ تشريح‌ اين‌ مقررات‌ جديد، ابتدا به‌ سر تاريخي‌ مقررات‌ و نظرهاي‌مربوط‌ به‌ توسل‌ به‌ زور از دوران‌ باستان‌ تا زمان‌ حاضر پرداخته‌ و سپس‌ به‌ بررسي‌يكايك‌ موارد مورد اجماع‌ و مورد اختلاف‌ نظر در زمينة‌ توسل‌ به‌ زور براساس‌ حقوق بين‌الملل‌ معاصر مي‌پردازيم‌.

مبحث‌ اول‌ - سير تاريخي‌ مسأله‌ توسل‌ به‌ زور
توسل‌ به‌ زور قبل‌ از ميثاق ملل‌ متحد
اگرچه‌ جنگ‌ طي‌ سده‌هاي‌ به‌ مثابة‌ ابزاري‌ در اختيار دولتها براي‌ نيل‌ به‌ هدفهايشان‌بوده‌ است‌، اما به‌ سبب‌ مصائب‌ ناشي‌ از آن‌، انسانها همواره‌ در تلاش‌ جلوگيري‌ از آن‌بوده‌اند و بنابراين‌ گاه‌ مي‌بايست‌ اين‌ ابزار به‌ نحوي‌ توجيه‌ مي‌شد...
«حدود چهارصد سال‌ پيش‌ از ميلاد، موتي‌، فيلسوف‌ چيني‌، اصرار مي‌كرد كه‌تجاوز متوقف‌ و جنگ‌ به‌ مثابة‌ بزرگترين‌ جنايت‌، غيرقانوني‌ اعلام‌ شود. با اين‌ وجودتاريخ‌ مشحون‌ از خونريزي‌ و جنگ‌ است‌.»
«نظريه‌اي‌ كه‌ توانست‌ در دوران‌ باستان‌، و بخصوص‌ قرون‌ وسطي‌، توسل‌ بي‌قيد وشرط‌ به‌ زور را تا اندازه‌اي‌ محدود كند، نظريه‌ جنگ‌ مشروع‌ يا عادلانه‌ بود... نظريه‌ جنگ‌مشروع‌ يا عادلانه‌، اساساً داراي‌ ريشه‌هاي‌ مذهبي‌ است‌ كه‌ تا قرنها تداوم‌ داشته‌ است‌. البته‌در دوراني‌ از تاريخ‌، بويژه‌ در عصر جديد و پس‌ از آن‌، مفهوم‌ جنگ‌ مشروع‌ يا عادلانه‌ جنبة‌مذهبي‌ خود را از دست‌ داد و مباني‌ ديگري‌ يافت‌...
«در روم‌ باستان‌، اگر روحانيون‌ موسوم‌ به‌ فتيالس‌ در برابر سنا گواهي‌ مي‌دادند كه‌علت‌ موجهي‌ براي‌ جنگ‌ وجود دارد، آنگاه‌ تصميم‌ نهايي‌ برعهدة‌ سنا و مردم‌ بود. در اين‌صورت‌، اگر جنگ‌ آغاز مي‌شد، عادلانه‌ محسوب‌ مي‌گرديد...
«يهوديان‌ معتقد بودند كه‌ آنها مردم‌ برگزيده‌ هستند و كليه‌ جنگهايي‌ كه‌ در جهت‌منافع‌ ملت‌ يهود انجام‌ مي‌دهند عادلانه‌ است‌...
«سن‌ آگوستين‌ (340-354 م‌) اولين‌ عالم‌ مسيحي‌ است‌ كه‌ اين‌ نظريه‌ را از ديدمسيحيت‌ مورد تجزيه‌ و تحليل‌ قرار داده‌ است‌. وي‌ جنگهايي‌ را مشروع‌ مي‌داند كه‌ يا جنبة‌تدافعي‌ داشته‌ باشند و يا اگر هم‌ تعرضي‌ هستند، به‌ تلافي‌ تجاوز به‌ يك‌ حق‌ و يا جهت‌جبران‌ خسارات‌ صورت‌ گرفته‌ باشد. اين‌ خسارات‌ ممكن‌ است‌ مادي‌ و يا صرفاً لطمات‌معنوي‌، حتي‌ توهين‌ باشند. در اين‌ حالت‌، ضرورت‌ مبادرت‌ به‌ چنين‌ جنگي‌ حتمي‌ و عادلانه‌است‌...
«در اواخر قرن‌ شانزدهم‌ دو تن‌ از علماي‌ مسيحي‌ اروپايي‌ به‌ نامهاي‌ ويتوريا(1546-1480 م‌) و سوارز (1617-1548 م‌) ان‌ نظريه‌ را تحت‌ نظم‌ و قاعده‌ درآوردند.»«برحسب‌ اين‌ نظريه‌، جنگ‌، نه‌ از جمله‌ تصادفات‌ و حوادث‌، و نه‌ اينكه‌ امور ساده‌ معمولي‌است‌؛ جنگ‌، حقيقتاً آيين‌ دادرسي‌ قضايي‌ است‌، و برايا اينكه‌ جنگ‌ عادله‌ باشد، چهارشرط‌لازم‌ است‌: ](الف‌)[ «عنوان‌ معتبر»... يعني‌ صدور اعلاميه‌ از طرف‌ مقامات‌ صلاحيتدار (باايراد شرط‌ جنگهاي‌ خصوصي‌، تن‌ به‌ تن‌ قرون‌ وسطايي‌، تخطئه‌ و محكوم‌ شده‌ است‌)؛ (ب‌)«مسبّب‌ عادلانه‌»... يعني‌ موجباتي‌، مبتني‌ بر عدالت‌، و متناسب‌ و هموزن‌ با مضارّ ناشي‌ ازجنگ‌؛ پ‌) «ضرورت‌»... يعني‌ غير از جنگ‌، هيچ‌ وسيله‌ ديگري‌، براي‌ احقاق حق‌، يافت‌نشود؛ ت‌) «رهبري‌ عادلانه‌ جنگ‌»... به‌ طوري‌ كه‌ هرچه‌ زودتر موجبات‌ اعادة‌ نظم‌ و حالت‌صلح‌ را فراهم‌ سازد.»
«گروسيوس‌ (1642-1583 م‌) در كتاب‌ حقوق جنگ‌ و صلح‌، تنها مبادرت‌ به‌ جنگ‌مشروع‌ را مجاز مي‌داند. به‌ نظر وي‌، جنگ‌ زماني‌ مشروع‌ است‌ كه‌ پاسخ‌ به‌ يك‌ بي‌عدالتي‌باشد. تشخيص‌ موارد بي‌عدالتي‌ به‌ عهدة‌ حقوق طبيعي‌ مي‌باشد و آن‌ هنگامي‌ است‌ كه‌ به‌حقوق بنياديني‌ كه‌ حقوق طبيعي‌ براي‌ كشورهاي‌ حاكم‌ به‌ رسميت‌ شناخته‌، لطمه‌ وارد آيد،از جمله‌ حق‌ برابري‌، حق‌ استقلال‌، حق‌ صيانت‌ و حق‌ برخورداري‌ از احترام‌، حق‌ تجارت‌بين‌المللي‌ و غيره‌... هرگونه‌ لطمه‌ به‌ حقوق مذكور، به‌ شرطي‌ كه‌ فاحش‌ باشد، اعمال‌مجازات‌، يعني‌ جنگ‌ مشروع‌ يا نوعي‌ دفاع‌ مشروع‌ عليه‌ عامل‌ آن‌ حقوق را به‌ همراه‌ دارد.»
«در اواخر قرن‌ هفدهم‌، به‌ علت‌ ظهور دولتهاي‌ سرزميني‌ براساس‌ مليت‌، اصل‌مذكور ]جنگ‌ عادلانه‌[ تا حدّي‌ تغيير جهت‌ داد. در ابتدا گفته‌ شد در صورتي‌ كه‌ دولتي‌ براين‌ باور است‌ كه‌ داراي‌ سبب‌ مشروعي‌ است‌ مي‌تواند به‌ جنگ‌ متوسل‌ شود و سپس‌ ازقرن‌ هيجدهم‌ كه‌ پراتيك‌ دولتها را منبع‌ نهايي‌ حقوق بين‌الملل‌ تلقي‌ كردند (يعني‌پوزيتيويسم‌) اين‌ تفسير ظاهري‌ نيز رها شد و گفته‌ شد اصل‌ بر اين‌ است‌ كه‌ دولت‌ حاكم‌داري‌ حق‌ توسل‌ به‌ جنگ‌ مي‌باشد. بنابراين‌، هر دولتي‌ كاملاً محق‌ بود به‌ هر دليلي‌ به‌ جنگ‌مبادرت‌ ورزد.»
بنابراين‌ «قبل‌ از جنگ‌ بين‌الملل‌ اول‌، حقوق بين‌الملل‌ حاكم‌ هيچگونه‌ محدوديت‌واقعي‌ براي‌ توسل‌ به‌ زور ايجاد نمي‌كرد؛ به‌ همين‌ جهت‌، از نظر كشورها، بين‌ اعمال‌مجازات‌ و توسل‌ به‌ زور براي‌ حفظ‌ منافع‌ سياسي‌ واقتصادي‌ تفاوت‌ اساسي‌ وجودنداشت‌. كشورها فقط‌ مي‌بايستي‌ پاره‌اي‌ از تشريفات‌ را رعايت‌ كنند. اگر تصميم‌ داشتندجنگي‌ را شروع‌ كنند مي‌بايستي‌ به‌ گونه‌اي‌ قصد جنگيدن‌ خود و نتيجتاً اعمال‌ تمام‌ قواعدراجع‌ به‌ جنگ‌ و بي‌طرفي‌ رااعلام‌ دارند... در صورت‌ بروز جنگ‌، قواعد]ي‌[... بود كه‌ براي‌رفتار خصمانه‌ محدوديتهايي‌ مقرر مي‌داشت‌...
«يكي‌ ديگر از خصوصيات‌ حقوق ]بين‌الملل‌ تا قبل‌ از جنگ‌ جهاني‌ اول‌[... اين‌ بود كه‌وقتي‌ كشوري‌ در برابر رفتار نامشروع‌ كشور ديگري‌ به‌ زور متوسل‌ مي‌شد لزومي‌نداشت‌ كه‌ ابتدا از كليه‌ راههاي‌ حل‌ و فصل‌ مسالمت‌آميز اختلافات‌ استفاده‌ كند. مهمتر ازاين‌، چنين‌ كشوري‌ حتي‌ ناگزير نبود صبر كند تا وقوع‌ تجاوز از طرف‌ ثالثي‌ احراز شود...بدين‌ ترتيب‌... كشورها حق‌ داشتند خود قاضي‌ باشند؛ يعني‌ مختار بودند توسل‌ به‌ زور رابرپايه‌ ارزيابي‌اي‌ كه‌ خودشان‌ از اعمال‌ نامشروع‌ ساير كشورها مي‌كردند بنا نهند.»
تحقیق آماده بررسي‌ مسأله‌ توسل‌ به‌ زور از ديدگاه‌ حقوق بين‌الملل‌ عمومي‌ -47 برگ وورد قابل ویرایش
تحقیق آماده بررسي‌ مسأله‌ توسل‌ به‌ زور از ديدگاه‌ حقوق بين‌الملل‌ عمومي‌ -47 برگ وورد قابل ویرایش
جزئیــات فایل
  • کد فایل 147201
  • دسته علوم سیاسی
  • نوع فایل تحقیق
  • تعداد مشاهده 16
  • فرمت فایل دانلودی .zip
  • فرمت فایل اصلی word
  • تعداد صفحات 47
  • حجم فایل 88 کیلوبایت
  • امتیاز کاربران
    0